تایشیا آدامز و جان پل جونز به تازگی وضعیت رابطه خود را فاش کردند

زمان آنها به پایان رسیده است لیسانس در بهشت حداقل دراماتیک بود جان پل جونز و تایشیا آدامز.

گتی ایماژ

به روز رسانی ، 30 اکتبر 2019 ، ساعت 3:50 بعد از ظهر ET: در 30 اکتبر ، تایشیا آدامز یک پست طولانی در اینستاگرام به اشتراک گذاشت که نشان می داد او و جان پل جونز تصمیم به جدایی دارند.

من و جان چیز فوق العاده خاصی داشتیم. ما عاشق یکدیگر شدیم بهشت ، و همه چیز بعد از آن گردباد بود. هنگامی که نمایش به پایان رسید ، من واقعاً به مریلند بازگشتم تا ببینم آیا چیزی که داریم چیزی است که می توانیم بدون دوربین ، گروه تولید و بدون هیچ گونه فشاری بر آن تکیه کنیم: به سادگی همه چیز را با شرایط خود مشخص کنیم. او نوشت ، اما واقعیت این بود که ما در سواحل متقابل زندگی می کردیم و برنامه های دیوانه واری کار می کردیم که دیدن یکدیگر و ایجاد زندگی با یکدیگر را غیرممکن می کرد.



او ادامه داد ، ما بهترین دوستان هستیم و در زندگی یکدیگر خواهیم ماند زیرا بدون توجه به شرایط ، ما یکدیگر را خوشحال می کنیم.

محتوای اینستاگرام

مشاهده در اینستاگرام


داستان اصلی:

جان پل جونز و تایشیا آدامز در فصل های مورد علاقه خود مورد علاقه طرفداران بودند لیسانس و لیسانس ، بنابراین می توانید هیجان طرفداران را هنگام زوج شدن تصور کنید لیسانس در بهشت به اما اتحادیه آنها دقیقاً بدون درام نبود. این دو با هم و جدا از هم درگیری را تجربه کردند (مشاجره جونز با درک پت را به خاطر دارید)؟ زمان آدامز و جونز در راه است بهشت سرانجام با انواع مختلف فروپاشی به پایان رسید ، اما هنوز داستان آنها چیزهای بیشتری دارد. در زیر ، دو ستاره واقعیت درباره وضعیت رابطه خود بحث می کنند بیپ متن گروهی ، و آنچه بعد از آن برای هر دو مورد پیش می آید.

زرق و برق: JPJ ، شما امشب فاش کردید که وجود دارد لیسانس در بهشت زنجیره متن گروهی کسی هست که روی آن نباشد؟

تایشیا آدامز: من فکر می کنم همه درگیر آن هستند

جان پل جونز: من فکر می کنم اکثر افرادی که بیش از یک شب در آنجا بودند ، فقط به این دلیل که اگر بیش از یک مراسم رز حضور داشتید ، فقط این شانس را داشتید که روابط دوستانه برقرار کنید ، و برخی افراد برای مدت کوتاهی در این مراسم بودند. زمان ، آنها فقط وقت نداشتند با کسی ارتباط برقرار کنند.

تایشیا: همچنین ، جان پل جونز دیگر در چت گروهی نیست ، زیرا او رفت!

چرا رفتی؟

JPJ: بنابراین در زمانی که من در چت گروهی بودم ، فقط سعی می کردم از تایشیا عبور کنم ، و ما هر دو در چت گروهی بودیم ، و من فقط نمی خواستم کاری با او داشته باشم.

تایشیا: اینقدر بی ادب نیست؟

نه ، چون منطقی است!

JPJ: تایشیا از من جدا شد و بهترین راه برای غلبه بر کسی این است که هر روز با او ارتباط نگیرید یا مدام به او یادآوری کنید.

موافقم.

تایشیا: درست است ، درست است.

بنابراین به همین دلیل آن را ترک کردید؟

JPJ: آره

و دوباره به آن ملحق نشده اید؟

JPJ: بله ، نه ، و صادقانه بگویم ، من در چت گروهی با لیسانس بچه ها ، و من واقعاً وقت ندارم در مورد همه چیز که در جریان است به روز باشم.

اما شما هنوز در آن هستید بهشت چت گروهی ، تایشیا؟

تایشیا: من هستم ، هستم ، اما آن را بی صدا می گذارم زیرا گاهی اوقات خاموش می شود ، اما خوب است ، سرگرم کننده است.

بچه ها در مورد چی صحبت می کنید؟

تایشیا: حقیقت صادقانه این است که این فقط عشق و حمایت زیادی است. ما بعضی ها را صدا می زنیم ، مثل یکدیگر ، ههه ، این خنده دار است ، جردن ، اما صادقانه می گویم ما بیشتر می گوییم که ما یکدیگر را دوست داریم و برای یکدیگر اینجا هستیم و از یکدیگر حمایت می کنیم.

بچه ها برای آینده مشترک خود بیشتر از چه چیزی هیجان زده اید؟

تایشیا: ما کارهایی را که هر یک از زوج های معمولی انجام می دهند ، انجام می دهیم ، فقط به این دلیل که ما کمی فاصله داشتیم به این معنی نیست که ما هنوز فراز و نشیب های خود را پشت سر نگذاشته ایم. ما فقط سعی می کنیم تا آنجا که می توانیم حرکت کنیم ، و من فکر می کنم که چون دیگر دوربین ها و همه این موارد را نداریم ، ما بسیار باز و شفاف هستیم زیرا یاد گرفتیم که چگونه در نمایش واقعاً آسیب پذیر و صادق باشیم. به ممکن است گاهی اوقات کمی بیشتر از آنچه باید صدا کنم ، اما ترجیح می دهم او بداند از کجا آمده ام و برعکس.

JPJ: درست. بله ، و من فکر می کنم تایشیا تصمیم کامل را برای پایان دادن به امور گرفت بهشت زیرا این امر بسیاری از فشارهای غیر ضروری را که ممکن است در صورت عجله به کار بیایند از بین برده است ، بنابراین من فکر می کنم می توانیم به زمان اجازه دهیم تا نوع تصمیم گیری در مورد این موضوع را تعیین کند.

JPJ ، آیا باعث می شوید او احساس بدی داشته باشد که به شما گفته است با افراد دیگر ملاقات کنید؟

JPJ: همیشه!

تایشیا: هر روز ، هر روز!

JPJ: می دانستم که برای این کار داغ می کنم…

صبر کنید ، چرا برای آن گرما می گیرید؟ او به شما گفت این کار را انجام دهید!

JPJ: میدانم. اما من آنقدر ثابت قدم بودم که می گویم عاشق تایشیا هستم و بعد با هیلی قرار ملاقات گذاشتم و من و هیلی دوست هستیم ، ما خوب هستیم ، اما من نسبت به تایشیا احساساتی داشتم. کاری از دست من بر نمی آمد. من مشتاقانه منتظر گذراندن تعطیلات در مکزیک با [تایشیا] بودم ، اما او می خواست که من نوعی ویرانی را به وجود آورم.

تایشیا: می دانید ، من فکر می کنم او کمی حرارت می گیرد برای اقدامات خود در آن تاریخ ها ، برخلاف رفتن به تاریخ های لعنتی.

JPJ: شما به این دلیل به من حرارت می دهید ، انجام می دهید! شما به من حرارت می دهید ، اما به من گفتید گزینه های دیگر را بررسی کنید!

تایشیا: او را نگاه کن! ما صحبت می کنیم ... این کار را هر روز انجام می دهیم.

او به شما اجازه داد که به ملاقات های دیگر بروید. شما نمی خواستید به تاریخ های دیگر بروید.

JPJ: درسته! و من قصد نداشتم فقط به ملاقات بروم و با او دست بدهم.

تایشیا: درسته.

JPJ: تو به من گفتی کاوش کن!

تایشیا: خوبه.

JPJ ، بزرگترین تصور غلط در مورد شما چیست؟

JPJ: منظورم این است که من واقعاً مطمئن نیستم نظر رایج در مورد من چیست ، اما من فکر می کنم مطمئناً بیشتر از ناگت مرغ و پرتاب کردن هنگام خوردن تاکو وجود دارد. به نظر می رسد که این بیشترین اطلاعاتی است که منتشر شده است. این کمی احمقانه است ، اما من از آن شکایت نمی کنم.

تایشیا: و او فقط هر روز اسپیدو نمی پوشد.

JPJ: بله ، من هر روز اسپیدو نمی پوشم. و من همیشه موهایم را تکان نمی دهم. خوب ، من گاهی اوقات این کار را می کنم. من کلاهی دارم که هنگام ناهار می پوشم تا موهایم از صورتم خارج شود ، بنابراین موهایم را آنطور که فکر می کنید تکان نمی دهم.

آیا اگر قرار بود اکنون در این نمایش حضور داشته باشید کاری متفاوت انجام می دهید یا از نحوه عملکرد آن راضی هستید؟

JPJ: بله ، در بیشتر موارد از نحوه کار همه چیز خوشحالم. من می گویم که حفظ دیدگاه عینی و شخص ثالث بسیار دشوار است و فکر می کنم در تبادل من با درک کمی تنش داشتم ، اما گفتم ... همه چیزهایی که گفتم درست بود و مایه تاسف است رفتن به پایین.

تایشیا: من واقعاً فکر نمی کنم چیزی را از تجربه خود تغییر دهم. همه چیز آنطور که باید پیش رفت. من کمی دلسوزتر بودم [در بهشت ] ، و اکثر مردم با دیدن آن طرف من تازه کار بودند ، اما فکر نمی کنم چیزی باشد که من تغییر دهم.

بچه ها کجا زندگی می کنید؟ بعد از پخش این فینال چه می شود؟

تایشیا: فاصله زیادی داریم من در شهرستان اورنج زندگی می کنم. او در مریلند زندگی می کند.

JPJ: فاصله آن با هواپیما پنج ساعت است. مهاجرت به لس آنجلس یک گزینه بالقوه است ، بنابراین من فقط باید منتظر بمانم و ببینم در چند ماه آینده چه اتفاقی می افتد.

اما آیا شما متعهد به انجام این کار هستید؟

تایشیا: بله ، ما آن را آزمایش می کنیم ، می بینیم. ما می رویم ببینیم چه خبر است. ما در حال کاوش هستیم!