حقایق و کاربرگهای حساسیت و حساسیت

حس و حساسیت اولین اثر منتشر شده از بود جین آستن . این داستانی است در مورد دو خواهر ، الینور و ماریان ، وقتی آنها روی سن می روند و در میان بی خانمانی روابط عاشقانه ای را تجربه می کنند. همچنین نگاهی اجمالی به زندگی طبقه متوسط ​​قرن نوزدهم به خوانندگان داد.

برای اطلاعات بیشتر در مورد Sense and Sensibility به فایل واقعیت زیر مراجعه کنید یا اینکه می توانید بسته کاربر 24-صفحه ای Sense and Sensibility را برای استفاده در کلاس و یا محیط خانه بارگیری کنید.



حقایق و اطلاعات اصلی

JANE AUSTEN’S LIFE

  • جین آستین در 16 دسامبر سال 1775 در استیونتون ، همپشایر انگلیس متولد شد.
  • پدر دوم ، پدرش ، كشیش جورج آستین ، دختر چهار خواهر و برادر ، یادگیری را در بین فرزندانش تشویق می كند.
  • او نزدیک خواهر بزرگترش ، کاساندرا بزرگ شد.
  • او در یک خانواده مهربان بزرگ شد ، که احتمالاً سبک او را در نوشتن تحریک کرد.
  • مادرش زنی شوخ طبع بود و به خاطر داستانها و ابیات بدیهه اش معروف بود.


  • او احساس و حساسیت را در سال 1795 نوشت ، و در سه جلد در سال 1811 منتشر شد.

شخصیت ها

  • الینور داشوود - مفهوم 'حس' عنوان است. او دختر اول آقا و خانم داشوود بود. او سرسخت و آرام بود ، که گاهی اوقات تصور می شد بی احساس است.
  • ماریان داشوود - کلمه 'حساسیت' را در عنوان مجسم کرده است. او به عنوان دختر دوم به دنیا آمده بود ، احساساتی بود و قلبش را روی آستین خود می بست.


  • ادوارد فرارس - برادر کوچکتر فانی داشوود. او از یک خانواده ثروتمند بود و در طول اقامت آنها در پارک نورلند با الینور دوستی نزدیک داشت.
  • جان ولوبی - جوانی جذاب و زیبا که ماریان عاشق او شد. بی احساس و بی مسئولیت بود. او اسرار تاریکی داشت که در انتهای کتاب کشف شد.
  • سرهنگ براندون - یک افسر ارتش در اواسط سی سالگی. او اسیر ماریان شد اما در این زمینه کاری نکرد. گرچه او خودش را برای خانواده داشوود دور ریخت.


  • خانم جنینگز - مادر لیدی میدلتون ، که شوهرش داشوودها را برای اقامت در کلبه بارتون دعوت کرد. او خواهران داشوود را به آنجا آورد لندن و کلیولند.
  • لوسی استیل - از اقوام دور خانم جنینگز. او با ادوارد فرارز و بعدا با رابرت فرارز نامزد بود.
  • جان داشوود - برادر ناتنی خواهران داشوود. او در بستر مرگ پدرش قول داد که از خانواده دوم خود مراقبت خواهد کرد.
  • فانی داشوود - همسر جان داشوود که او را متقاعد کرد از شر خانواده دوم پدرش در پارک نورلند خلاص شود.
  • هنری داشوود - پدرسالار خانواده داشوود. مرگ وی موجب رنج های مالی خانواده دوم وی شد.


  • خانم داشوود - پدر مادر خانواده که تصمیم گرفت پارک نورلند را ترک کند و دعوت اقوام دور خود را در دوونشایر بپذیرد.
  • مارگارت داشوود - خواهر 13 ساله الینور و ماریان. او خواهر خوش اخلاق ، رمانتیک و جوان خانواده داشوود بود.

طرح

  • درگذشت آقای هنری داشوود ، پدر الینور ، ماریان و مارگارت ، در شرف تغییر چشمگیری در زندگی آنها بود.
  • برادر ناتنی آنها خانه آنها ، نورلند پارک ، و هر آنچه پدرشان داشت را به ارث می برد.


  • الینور ، ماریان ، مارگارت و مادرشان ثروت بسیار کمی باقی ماندند.
  • هنری به اولین پسر خود ، جان داشوود ، قول داد که از مادر ناتنی و خواهرهای ناتنی خود مراقبت خواهد کرد. جان قصد داشت به قول خود عمل کند.
  • به دلیل تلاش های دستکاری شده همسر جان ، فانی ، خانم داشوود و دختران تصمیم گرفتند پارک نورلند را ترک کنند.
  • آنها برای زندگی در کلبه بارتون در نزدیکی یکی از اقوام دور در دوونشایر دعوت شدند.
  • آنها در محله خود مورد استقبال قرار گرفتند و آشنایی بیشتری پیدا کردند. یکی از آنها سرهنگ براندون بود که نگاهش را به ماریان انداخت.
  • آنها همچنین خانم جنینگز و خواهران استیل ، لوسی و آن را ملاقات کردند.
  • یک روز ، ماریان داشت پیاده روی می کرد که باران شدیدی بارید. او نتوانسته بود به خانه برسد ، زیرا مچ پا را پیچانده بود.
  • او توسط جان ویلوبی خوش تیپ نجات یافت.
  • آنها بلافاصله به یکدیگر علاقه مند شدند ، زیرا آنها علاقه و سلیقه مشترک موسیقی ، شعر و عشق داشتند.
  • آنها به دیگران اجازه دادند فکر کنند که آنها نامزد شده اند به دلیل شیوه ای که بدون وقاحت با یکدیگر رفتار می کنند. ماریان معتقد است که قبل از نامزدی فقط یک مسئله زمان است.
  • عمه خود ، که از نظر مالی به او وابسته است ، ویلوبی را برای ترتیب کار در لندن فراخواند.
  • در همین حال ، الینور دچار مشکلات قلبی بود. او فهمید که ادوارد فرارس به مدت چهار سال مخفیانه با لوسی استیل نامزد شده است. مادر و خواهر الینور فکر می کردند ادوارد به الینور جذب شده و منتظر بوده تا او خواستگاری کند.
  • لوسی همچنین به او گفت که آنها قبل از ازدواج منتظر ارث او از مادر ثروتمند او بودند.
  • لوسی از الینور خواست اطلاعات را برای خودش نگه دارد. الینور فکر می کرد نامزدی فقط محصولی از شیفتگی دوران کودکی است.
  • از داشوودها دعوت شد که با خانم جنینگز به لندن بیایند.
  • ماریان به ولوبی نامه نوشت اما جوابی نگرفت.
  • ماریان به طور اتفاقی در یک مهمانی با ویلوبی روبرو شد ، اما او را نادیده گرفت. صبح او نامه ای از وی دریافت کرد که عاشقانه بودن او را انکار می کند و می گوید که او با زن دیگری نامزد شده است.
  • الینور فهمید که ویلوبی بی پروا ثروت خود را از دست داده و برای نجات خود با وارث ثروتمند ، خانم گری نامزد شده است.
  • سرهنگ براندون همچنین به الینور در مورد رها شدن ویلوبی از بند جوان خود ، الیزا ویلیامز ، پس از باردار شدن ، به الینور گفت.
  • در همین حال ، خواهران استیل توسط فانی داشوود به خانه خود در لندن دعوت شدند. آن به طور تصادفی نامزدی لوسی با ادوارد را فاش کرد. فانی این را دوست نداشت و آنها را به خانه فرستاد.
  • مادر ادوارد از خواستگاری باخبر شد و تهدید کرد که او را از ارث محروم خواهد کرد و همه چیز را به برادر کوچکترش خواهد داد.
  • احساس افتخار ادوارد برنده است. او پول را رها کرد تا به قولش به لوسی وفا کند و اعتبار او را حفظ کند.
  • در راه بازگشت به خانه ، خانم جنینگز به دیدار یکی از دخترانش در کلیولند رفت ، جایی که ماریان پس از پیاده روی طولانی در زیر باران ، به سختی بیمار شد. سرهنگ براندون به محض اطلاع از وضعیت وخیم ماریان ، برای آوردن مادرشان شتافت.
  • ویلوبی از بیماری خود باخبر شد و برای توضیح و استغفار از وی عیادت کرد. الینور با او صحبت کرد ، و او گفت که او با تصمیم خود بدبخت است و از دست دادن ماریان پشیمان است.
  • ماریان از بیماری خود بهبود یافت ، اما فهمید که از راه های بی رحمانه Willoughby خوشحال نخواهد شد. او همچنین مصمم بود که مانند خواهرش باشد ، که از حس خوب او در برخورد با ادوارد استفاده می کند.
  • ادوارد وارد کلبه بارتون شد و به الینور اطلاع داد که پس از محرومیت از سلطنت ، لوسی توجه خود را به برادر کوچکترش معطوف کرد.
  • سرهنگ براندون به ادوارد یک مقام دفتری پیشنهاد کرد ، که وی آن را پذیرفت. الینور خیلی خوشحال بود.
  • الینور و ادوارد ازدواج کردند و چند سال بعد ، سرهنگ براندون و ماریان نیز گره زدند. آنها در دلافورد زندگی می کردند و از نزدیک با مادر و خواهرش در ارتباط بودند.

مضامین در حس و حساسیت

  • زنان در قرن نوزدهم
  • زنان از نظر اجتماعی وابسته هستند. آنها برای زندگی و ازدواج باید به پدرشان اعتماد کنند. در مورد مرگ او ، این برادرشان است که باید از او فیض بگیرند.
  • آنها جز در همسر بودن و بچه دار شدن در جامعه جایی ندارند. همچنین ، آنها باید مادر خوبی باشند و به دخترانشان کمک کنند شوهر ثروتمندی پیدا کنند.
  • زنان همچنین حق ندارند از املاک و مستغلات برخوردار شوند. آنها حتی نمی توانستند صاحب کلبه بارتون شوند و در آنجا برای همیشه زندگی کنند. واضح بود که سر جان جان میدلتون به آنها اجازه داده بود از روی مهربانی در آنجا زندگی کنند.
  • این کتاب احساس اضطراری برای ازدواج این قهرمانان دارد. جان داشوود الینور را متقاعد کرده بود که جایگاه خود را به عنوان همسر سرهنگ براندون حفظ کند. وی این کار را کرد تا با اطمینان از یافتن شوهر ثروتمند به پدرشان ، قول نافرجام خود را به پدرشان پوشاند.
  • زنان در این قرن ازدواج را نقطه عطف زندگی خود می دانستند. این مکان ، ثروت و آینده آنها را تأمین کرد.
  • هیچ یک از خواهران اعتقاد نداشتند که ازدواج برای پول باعث خوشبختی آنها می شود ، این ویژگی همه قهرمانان آستین است. با این حال ، این را نمی توان برای شخصیت های دیگر ، مانند لوسی استیل ، که از بی انصافی سو took استفاده کرده و آن را به نفع خود چرخاند ، گفت.
  • حس و حساسیت
  • آستین این خصوصیات را به دو قهرمان رمان نسبت داد. Sense به الینور و حساسیت به ماریان اختصاص داده شد.
  • به نظر می رسید که او در تلاش برای پاسخ به این سوال است که کدام یک برای زن مهمتر است ، حس یا حساسیت؟ در پایان رمان ، ماریان به الینور گفت که دوست دارد بیشتر از او الگوبرداری کند.
  • برخی از خوانندگان معتقدند که برای آستین ، در این دوره ، حساسیت منجر به پایان فاجعه آمیز شد ، نه به این دلیل که در آن واقعیت اجتماعی باید از حس استفاده شود ، بلکه به این دلیل که حس و حساسیت باید توسط زنان در جستجوی همسر ترکیب شود.
  • عشق و ازدواج
  • آستین همیشه موفق به یافتن همسران قهرمان خود می شد که شایسته آنها بودند. او سعی کرد این پیام را ارسال کند که با وجود آنچه زنان در قرن او معتقد بودند ، امکان ازدواج برای عشق وجود دارد.
  • با این حال ، این تقصیر آنها نیست که در یک جامعه مردسالار گرفتار شده اند و زنان از ازدواج به عنوان شانس خود برای داشتن یک زندگی امن استفاده می کنند. به محض اینکه آن را داشته باشند ، آنها از قبل جای خود را می دانند.
  • رقص ها در آن دوران مانند بازار عروس بالقوه بودند. دختران جوان از همان اوایل یاد گرفتند که برای یافتن تطابق مناسب برای خود نیاز به داشتن زیرکی ، ظرافت و مهارت های رقص دارند.
  • ماریان و الینور مجبور به گذراندن این مسئله نبودند زیرا آنها قبلاً با زیبایی و ذکاوت خود چشم شوهران بالقوه خود را گرفته بودند.
  • روابط خانوادگی
  • روابط خانوادگی مختلفی در این کتاب ارائه شده است و عشق خواهرانه بخشی اصلی از داستان بود.
  • الینور و ماریان با یکدیگر متفاوت هستند. با وجود این ، هر دو به احساسات و نظرات دیگری احترام می گذاشتند. آنها یکدیگر را تنزل ندادند. آنها بدون قضاوت از تلاش یکدیگر برای عشق حمایت کردند.
  • خانم داشوود ممکن است یک مادر ایده آل نباشد ، اما هیچ کس نمی تواند انکار کند که او بهترین چیزی را برای دخترانش می خواست. او از فتوحات عاشقانه دخترانش حمایت كرد ، نه به این دلیل كه می خواهد آنها برای پول ازدواج كنند ، بلكه می خواهد آنها خوشبختی پیدا كنند.
  • می توان ادعا کرد که فانی داشوود دختران داشوود را از پارک نورلند بیرون راند زیرا او فقط بهترین چیز را برای خانواده اش می خواست. او سعی داشت از آنچه متعلق به آنها بود محافظت کند.
  • همچنین چند بار در کتاب به عدم ارث بردن توسط خانواده یکی اشاره شد. برای تهدید سرهنگ براندون از تعقیب الیزا ویلیامز استفاده شد.
  • این مجازاتی بود که ادوارد هنگامی که از پایان نامزدی خود با لوسی استیل خودداری کرد ، دریافت کرد. از قضا نامزدی او با لوسی به دلیل از بین رفتن ارثش پایان یافت.

کاربرگ احساس و حساسیت

این یک بسته خارق العاده است که شامل تمام مواردی است که باید در مورد Sense and Sensibility در 24 صفحه عمیق بدانید. اینها هستند کاربرگ های آماده برای استفاده از Sense and Sensibility که برای آموزش دانشجویان در مورد Sense and Sensibility که اولین اثر منتشر شده جین آستین بود ، بسیار مناسب است. این داستانی است در مورد دو خواهر ، الینور و ماریان ، وقتی آنها روی سن می روند و در میان بی خانمانی روابط عاشقانه ای را تجربه می کنند. همچنین نگاهی اجمالی به زندگی طبقه متوسط ​​قرن نوزدهم به خوانندگان داد.



لیست کامل کاربرگ های گنجانده شده

  • حقایق حس و حساسیت
  • بیوگرافی آستین
  • نه قهرمانان معمولی شما
  • خواهرهای ابدی
  • حس یا حساسیت
  • یادداشت های آستین
  • Austin’s Words
  • طرح آغاز می شود
  • هر از گاهی
  • چهار چیز
  • انجمن ایلخانی آنها

پیوند / استناد به این صفحه

اگر به هر یک از مطالب این صفحه در وب سایت خود مراجعه می کنید ، لطفا از کد زیر استفاده کنید تا این صفحه را به عنوان منبع اصلی ذکر کنید.

حقایق و کاربرگهای حساسیت و حساسیت: https://diocese-evora.pt - KidsKonnect ، 2 مه 2020

پیوند به صورت حقایق و کاربرگهای حساسیت و حساسیت: https://diocese-evora.pt - KidsKonnect ، 2 مه 2020

با هر برنامه درسی استفاده کنید

این کاربرگها بطور خاص برای استفاده با هر برنامه درسی بین المللی طراحی شده اند. می توانید از این کاربرگها به صورت موجود استفاده کنید ، یا آنها را با استفاده از Google Slides ویرایش کنید تا بیشتر به سطح توانایی دانش آموزان و استانداردهای برنامه درسی شما اختصاص یابد.